درحال بارگذاری ...

زندانی رابطه جنسی

خرداد ۱, ۱۳۹۸ 0
http://www.baharps.com/wp-content/uploads/2018/08/زندانی-رابطه-جنسی.jpg
زندانی رابطه جنسی
داشتن مشکلی به نام سکس اتفاق نادر و استثنایی است. مشکل سکس مشکل موجود بشری است. این امر در مورد آدم هایی که خود را درگیر مسایل جنسی می کنند و ظاهرا از آن لذت می برند، صدق می کند. هر میزانی از سرکوب و فرونشانی احساس، پای سرکوب احساسات جنسی را هم به میان می کشد. زیرا امور جنسی طبیعتا یک وضعیت احساسی هستند. عمده ترین اسیب برای فرد، ضربه ی تولد است.

رنج در هیپوتالاموس به صورت انگیزه ها و تکانه های جنسی تغییر مسیر می دهد و این فرایند کاملا ناهشیارانه است. آنچه که به صورت فعالیت جنسی تخلیه می شود، تنشی است که فرد همچنان از آن ناآگاه است. این آزاد سازی تنش، احساس خوبی به انسان می دهد. همین احساس خوب است که با سکس اشتباه گرفته می شود. بسیاری از افراد چنین می نمایند که از فعالیت های جنسی خیلی لذت می برند، نمی فهمند که آنچه آنان انجام می دهند تجربه جنسی نیست.

تا زمانی که رنج فراوان و قابل توجهی وجود دارد که باید آزاد شود نامحتمل است که این افراد اصلا بدانند لذت و خوشی رابطه جنسی چیست و هرگز هم از یک تجربه جنسی ناب لذت نخواهند برد.

برای یک روان رنجور، سکس تنها راه خروج رنج است که در فعالیت جنسی نمایان می شود. هر چه رنج بیشتر باشد، کشش و انگیزه ی جنسی هم بیشتر است.
چرا رابطه جنسی چنین تاثیر پادزهر گونه ای روی رنج دارد و چرا چنین هیجان انگیز است. به طور مثال ارگاسم برای برخی افراد آرامش به بار می آورد، در حالی که برای برخی دیگر خطرناک و تهدیدکننده است.

رابطه جنسی بیشتر از سایر مفرها و راههای خروج رنج، ظرفیت زیادی در ارضای نیازها دارد. رابطه جنسی موجب خوشنودی همه ی حس ها می شود. مراکزی که در مغز واسطه رنج و خوشی هستند بسیار به هم نزدیکند. احساس یک پدیده ی تنها و منفرد است. اگر شما سطحی از یک احساس را افزایش دهید سایر احساسات هم برانگیخته می شوند. گرما، عطوفت و مهربانی که فرد در رابطه جنسی دریافت می کند، موجب می شود احساس طردشدگی، سردی و نامهربانی و فقدان محبت دوران اولیه زندگی متوقف شود.

کسی که احساسات خود را سرکوب می کند نمی تواند به سطح بالای ارگاسم برسد. بخشی از بدن او درگیر جلوگیری از احساساتش می باشد.

آسیب اولیه به لحاظ زمانی مربوط می شود به دوره ی قبل از بلوغ جنسی، که روی احساسات تاثیر می گذارند و این امر نیز به نوبه ی خود بعدها روی توانایی های احساسی در سکس تاثیر می گذارد. در حقیقت در درمان اولیه فرد هر چه عمیق تر به احساسات اولیه و قدیمی خود متصل شود، پس از بازگشت احساسش در داشتن رابطه جنسی در بزرگسالی آزادتر خواهد بود. سکس جزو فعالیت های معقولانه و اندیشیده شده ی ما نیست. ما به طور ناگهانی و یک شبه دچار مشکلات جنسی نمی شویم و در عرض چند هفته آموزش هم این مشکلات رفع نمی شوند.

برای اینکه بتوانیم در رابطه جنسی به یک ارگاسم کامل(تشنجات و لرزه ها) برسیم، لازم است نسبت به رنج های سطح اول هشیاری حساس باشیم. سکس روان رنجورانه از هیجان و شور و حرارت تهی است. مشکلات جنسی که در اعماق ذهن پنهان شده اند مثل ناتوانی جنسی و سردمزاجی چه بسا با آسیب هنگام تولد شروع شده اند. از این رو راه حل نهایی ناتوانی و سردمزاجی در دوباره زنده کردن و تجدید خاطرات درد و رنج های سطح اول هشیاری نهفته است که می تواند از این نوع یا نوع دیگر آسیب باشد.

زنان پس از دست یافتن به یک سری از رنج های سطح اول، مکررا گزارش داده اند که در احساسات جنسی خود تغییری عمیق احساس کرده اند.

زنانی که وارد حیطه درمان اولیه شده اند می توانند عملا مسدود شدگی را در زمان رابطه جنسی احساس کنند. در هنگام رابطه به نقطه مشخصی از هیجان می رسند و دیگر جلو نمی روند، زیرا رنج قبل از این هیجان به سطح می رسد، مانع ایجاد می کند، پس از آن سرکوب احساسات رخ می دهد که متاسفانه مانع اوج گرفتن هیجان می شود.

پس چند جلسه از درمان اولیه متوجه می شوند که با کاهش سرکوب، لذت و سرخوشی آنان افزایش می یابد. پس از چند ماه درمان، برای بیمار رسیدن به ارگاسم و داشتن وضعیت تولد، عادی می شود.

لرزه ها و تشنجات سکس، حافظه را به کار می اندازد. این امر نشان می دهد که رابطه زیادی بین لرزه های تولد و رابطه جنسی وجود دارد.

زنی احساس کرد که هرگاه به عنوان یک کودک احساسات به خرج می داد والدینش او را به سکوت وا می داشتند و به او می گفتند مثل یک خانم رفتار کن. او در بزرگسالی و روابط زناشویی جرات نمی کرد هنگام رابطه جنسی هیچ هیجانی ابراز کند. حتی اگر هم می خواست نمی توانست. پدر و مادرش شور و حرارت را از او گرفته بودند و آنچه از او مانده بود رفتار خانمانه بود. او زنی باوقار و متین بود، اما نمی توانست سکس داشته باشد. تمام وجودش با این رنج سازگاری یافته بود. بدنش سفت و منقبض بود. زمانی که یاد گرفت رنج را براند، بدنش راه را بر احساسات جنسی گشود.

کودک می تواند تقریبا بدون هیچ گونه راه مفری، بزرگ شود. اگر پدر و مادر افرادی سرد و بی عاطفه و طردکننده باشند، اگر هر دقیقه از زندگی او را کنترل کنند، اگر راه ابراز احساسات او را ببندند، نتیجه اش تولید تنش شدید در ذهن و روان او است. به طور کلی این تنش می تواند از طریق فعالیت جنسی تخلیه شود. اما اگر آداب و رسوم اولیه ی والدین در امور جنسی خیلی خشک و قدیمی باشد، در این صورت راههای خروج مسدود می شود که یکی از نتایج آن تشنجات صرع است که عبارت است از خروج و آزاد سازی خود به خودی و تصادفی تنش.

به یک معنا آزادسازی تنش از طریق ارگاسم در رابطه جنسی می تواند نوعی روش پیشگیری از حملات صرع باشد.

یکی از بیماران که در رابطه جنسی سیری ناپذیر و در عین حال معتاد به سکس بود، مجبور شد تحت فشار شوهرش این رفتار را کنار بگذارد. پس از آن به طرز خطرناکی دچار فشار خون بالا شد. رنج مسیر دیگری یافته بود. مشکل و سرچشمه انگیزه ها و تمایلات او دریافت نکردن عشق کافی در زندگی بود. تنش او نتیجه ناکامی جنسی نبود با وجود این که به لحاظ ذهنی چنین تجربه ای داشت. زمانی که مفر جنسی مسدود شد، دوباره او ماند و رنج های اولیه اش.

منبع : زندانیان درد / آرتور یانوف / فاطمه عباسی فر / نشر دایره .


پاسخ دادن

آدرس ایمیل شما منتشر نمی شود. فیلدهای ضروری نشانه گذاری شده اند *


کلیه حقوق این سایت برای کلینیک روانشناسی بهار محفوظ و هرگونه کپی برداری با ذکر منبع بلامانع میباشد.