درحال بارگذاری ...



لیست کلاسیک


اختلال جنسی سادیسم
اختلالات جنسی را چندی پیش در مقاله های گذشته برای شما شرح دادیم و به انواع مختلف آن پرداختیم.
در این میان، اختلالاتی مانند سادیسم و مازوخیسم بسیار شایع بودند.
در این مقاله به اختلال سادیسم می‌پردازیم. اما قبل از آن یک مروری بر اختلالات جنسی خواهیم داشت.
اختلالات جنسی چیست؟

به هرنوع فکر و عمل جنسی، که با واقعیت مقایرت داشته و راه ارضای نیاز جنسی نیست اختلال جنسی می‌گویند.

اختلالات جنسی مختلف در دهه گذشته بسیار شایع تر از قبل شده و گزارش های متعددی از آنها به دست رسیده.

آمار بسیار زیادی از طلاق ها متاسفانه به دلیل اختلالات جنسی زوجین می‌باشد. این مسائل در آقایان بیشتر گزارش شده. اما خوشبختانه تمامی این اختلالات درمان پذیر هستند. روش های متفاوتی برای درمان پیشنهاد شده که در درجه اول رواندرمانی و اگر نیاز بود به دارو درمانی پرداخته می‌شود.

اگر فرد مبتلا به این اختلال به خوبی همراهی کند، درمان برای او قطعی خواهد بود.

اختلال جنسی را با فانتری اشتباه نگیرید

به دلیل های مختلف بعضی از افراد، علاقه مندی های خاصی در رابطه جنسی از خود نشان می‌دهند. این مسئله می‌تواند دلایل مختلفی داشته باشد. متاسفانه در دهه اخیر فراگیر شدن سایت ها و ویدیو های مستهجن در اینترنت و دسترسی بسیار آسان به آن، باعث شده تا برخی افراد تمایل به تجربه کار هایی مغایر با روند طبیعی رابطه جنسی داشته باشند. البته بسیاری از زوجین هم برای ایجاد تنوع در رابطه زناشویی خود، گاهی به انجام بعضی از روش های غیر معمول می‌پردازند.

اما این مسائل در دسته اختلالات جنسی دسته بندی نمی‌شود.

نام اینگونه رفتار ها فانتزی جنسی است.

چه زمانی یک فانتزی را اختلال می‌نامیم؟

فانتزی و خیال پردازی های مختلف زمانی اختلال نامیده می‌شوند که افراد مختلف به ارگاسم نرسند مگر با روش های غیر معمول خود.

در غیر این صورت این روش ها و رفتار ها را می‌توان فانتزی نامید که گاهی برای ایجاد تنوع نیز مفید است. البته این طور نیست که لزوما باید استفاده شود و تحت هر شرایطی می‌تواند مناسب باشد.

سادیسم چیست؟

سادیسم یک اختلال روانپزشکی است. این نوع اختلال جز اختلال های پارافیلیک دستبه بندی می‌شود. این اختلال شامل : فانتزی، تصاویر و رویاهایی است که در آن فرد تمایل به آزار پارتنر خود دارد. این اختلال مشخصه و تفاوتی دارد که آن را با فانتزی متمایز می‌کند. آن هم این است که فرد در غیر این صورت به ارضای جنسی نخواهد رسید.

سازمان جهانی این اختلال را زمانی سادیسم می‌نامد که هنگامی که فردی قصد آسیب به شریک جنسی خود دارد در صورتی که شریک جنسی او تمایلی به این کار ندارد.

آزار های جنسی می‌تواند متفاوت باشد. اما مشخصه اصلی آن ایجاد درد است. این درد می‌تواند هم روانی باشد هم جسمی. تحقیر و ترساندن از نوع روانی است. سیلی زدن، کتک زدن، بستن و استفاده از وسایل شکنجه مانند از انواع جسمی آن است.

سادیسم کشنده است؟

گزارش هایی داده شده که متاسفانه آن قدر خشونت در آزار های سادیسمی زیاد بوده که متاسفانه شریک جنسی فرد سرنوشت مرگ در انتظارش بوده.

عدم آگاهی و اطلاع رسانی متاسفانه باعث شده که از این اختلالات جلوگیری نشود و به درمان آن نپردازند. به این نحو آسیب های فراوان نیز در بر خواهد داشت

دلیل سادیسم چیست؟

تا به امروز دلیل مشخصی برای ابتلا به سادیسم یافت نشده. اما چند تئوری مختلف مطرح است. بسیاری از افرادی که تحت تجاوز جنسی قرار گرفتند متاسفانه شانس ابتلا به این اختلال در آن ها زیاد است.

همچنین دلایل ارثی و ژنتیکی را نیز نمی‌توان نادیده گرفت.

گردآورنده : آریا شاه رستم بیک
منبع : psychologytoday



خشم چیست؟

از منظر روانشناسی خشم یک احساس است. همچنین یک احساس یک حالت درونی یا بیرونی است که ذهن آن را برنامه ریزی می‌کند.
اما ما انواعی از احساسات را تجربه می‌کنیم. این احساسات دو نوع هستند

احساسات اصلی و احساسات غیر اصلی

احساسات اصلی احساساتی هستند که برای بقای انسانها ضروری هستند و احساسات غیر اصلی احساساتی هستند که فرد در طول زندگی تجربه می‌کند ولی برای بقا ضروری نیست. مثل احساس گناه.

از احساسات اصلی می‌توان به احساس خشم، گرسنگی، درد و…

این احساسات را ما از نیاکان ما به ارث رسیده. برای مثال خشم باعث می شده آدم ها از قلمرو خود و نسل خود در برابر حملات دفاع کنند و بقای نسل خود را تضمین کنند.

شما هم مانند هر انسانی خشم را تجربه کردید، لازم نیست خود را برای این حس مقصر بدونید. شما کار اشتباهی نکردید و این طبیعت شماست که خشمگین شوید .

حتی ممکن است نزدیکان خود خشمگین شوید. به هیچ وجه خود را سرزنش نکنید و احساس گناه نداشته باشید!

اما باید حواسمان باشد. اگر خشم شما به : خشم خانگی، دعوا و مشاجره، ضرب و شتم، ناسزا، درگیری بی‌مورد، آسیب رساندن به خود و دیگران، دور کردن شما از حقیقت و … شود، باید سریعا به فکر بی‌افتید تا این مشکل را حل کنید. بله ! الآن دیگر کاملا به مشکل تبدیل شده و باید با آن مقابله کرد.

اما چگونه با خشم مقابله کنیم؟

این احساس اصلی از کودکی همراه ما بوده. شاید برای شما این پرسش پیش بیاید که چرا باید از خشم خود شرم نکنیم؟ خشم می‌تواند به قتل و هزاران جرم دیگر منجر شود!

بله کاملا همینطور است. اما اگر بتوانید آن را به جا وکنترل شده اتفاده کنید بسیار هم مفید است.

خشم از تجربه زندگی ما از گذشته یا طرحواره ما شکل می‌گیرد.

این تجربه ما از محیط است که به ما می‌آموزد که آیا باید فردی خشمگین باشیم؟ آیا ما با تحریک های کوچک عصبانی و خشمگین می‌شویم؟

اگر شما و مادری مشابه با این وضع داشته باشید قطعا فردی عصبانی خواهید بود. باید بی‌آموزید بدون یادگیری هایی که قبلا محیط به شما داده تجربه خودتان را داشته باشید! قبل از خشمگین شدن کمی فکر کنید! آیا واقعا نیاز به عصبانی شدن هست؟ اگر باید عصبانی باید بشویم از خود بپرسید چرا؟!

گردآورنده : آریا شاه رستم بیک



شدید ترین اختلال شخصیتی
تا به امروز در مقاله های سایت به چند اختلال شخصیتی مثل، اختلال شخصیتی مرزی و اختلال شخصیت دوقطبی اشاره شده.
تمامی این اختلال در حالت شدید می‌توانند خطرناک باشند. در این حالت فرد به سمت از دست دادن ارتباط خود با واقعیت می‌رود و کردار شخص مورد نظر تحت کنترل او دیگر نیست.
حالا در این مقاله سعی داریم یکی از شدید ترین اختلال های روانشناختی را بررسی کنیم.
اختلال چند شخصیتی

همانطور که بیان شد این اختلال یکی از شدیدترین آنها در دسته خود است. همانطور که از اسم این اختلال پیداست. به نحوی عمل می‌کند که، فرد در یک بدن، رفتاری از چند شخصیت کاملا مختلف از خود نشان می‌دهد. این حالت چنان شدید است که شخصیت می‌تواند از یک استاد دانشگاه به یک کارگاه جنایی کاملا تغییر کند!

شاید برایتان سئوال پیش بیاید که فردی که این اختلال را دارد، چند شخصیت را می‌تواند داشته باشد؟ با توجه به شدت این اختلال فرد می‌تواند از دو شخصیت تا تعداد بیشتر را دارا باشد.

اشخاصی که مبتلا به این اختلال هستند، اینگونه بیان کردند که این اختلال حالت هایی از تجربه یک گونه تسلط بر شخص در زمان های مختلف است. فرد لحظات را تجربه می‌کند بدون اینکه هیچ کنترلی بر وضعیت خود داشته باشد.

این اختلال به قدری می‌تواند شدید باشد که برای توضیح آن نتوانیم تنها از در روانشناسی وارد بشویم؛ به زبان ساده تر برای این اختلال باید هم از تعریف روانشناسی استفاده کرد هم فیزیولوژیک. شرایطی که این اختلال ایجاد می‌کند به مغز فرد بر می‌گردد.

با همه این اطلاعات باید پرسید که چگونه ممکن است به این اختلال مبتلا شویم؟

چگونه به اختلال چندشخصیتی مبتلا می‌شویم؟

تا به امروز دلیل اصلی بروز این اختلال کشف نشده. اما تحقیقات نتایجی را نشان داده که نشان می‌دهد بعضی رویداد ها می‌تواند در بروز این اختلال موثر باشند.

پژوهشگران مشاهده کردند، افرادی که در کودکی مورد سوء استفاده جسمی و جنسی قرار گرفته اند در بزرگسالی این اختلال را از خود نشان داده اند.

همچنین افرادی که یک حادثه شوک آور و ناگهانی را تجربه کردند، می‌توانند به این اختلال دچار شوند.

نقش بیولوژیکی و ارثی این اختلال را نیز نمی‌توان دست کم گرفت.

آیا این اختلال خطرناک درمان دارد؟

خوشبختانه هرچند سخت اما این اختلال درمان دارد.

بله همانطور که گفته شد درمان این اختلال به سادگی صورت نمی‌گیرد. فرد باید تحت درمان های طولانی مدت و مداوم قرار بگیرد.

این درمان ها شامل رواندرمانی با متخصصین مختلف و دارو درمانی می‌باشد. داروهایی که برای درمان این اختلال استفاده می‌شود، شامل دارو های ضد افسردگی و ضد استرس و چند داروی دیگر هستند.

منبع : Psychologytoday
گردآورنده : آریا شاه رستم بیک



افسردگی پس از زایمان
افسردگی پس از زایمان چیست؟ چرا آمار افسردگی پس از زایمان هر روزه رو به افزایش است؟ آیا درمانی دارد؟ چگونه از آن پیشگیری کنیم؟ این اختلال با چه علائمی همراه هستند؟
چند درصد از خانم های باردار دچار این عارضه می‌شوند؟
این ها همگی شاید سئوال خانم ها یا حتی زوج ها باشد. امروزه آمار فزاینده ای در مورد اختلال افسردگی پس از زایمان داریم.
لازم است که حتما آن را باشناسیم و مورد بررسی قرار بدهیم. خوشبختانه در دنیای امروز روانشناسان و محققین این پدیده را بسیار مورد بررسی قرار دادند و نتیجه های جالب و مفیدی از آنها به دست آمده که آن ها را در این مقاله با شما به اشتراک می‌گذاریم.
افسردگی پس از زایمان چیست؟

به حالت های افسردگی می‌گویند که بلافاصله پس از تولد فرزند سراغ مادر می‌آید. این حالت همراه با تمامی حالات افسردگی مثل : مود پایین، اختلال در خواب، مشکل در اشتها و … باشد. دیده شده در این عارضه حملات پانیک نیز حضور دارند که نشان از حضور استرس و اضطراب در فرد است. پس فرد مبتلا علاوه بر علائم افسردگی به خوبی از خود علائم استرس و اضطراب را نیز نشان می‌دهد.

دلیل افسردگی پس از زایمان چیست؟

افسردگی پس از زایمان را 50% از خانم ها پس از زایمان تجربه می‌کنند. آمار نشان داده که بین 6% تا 7% از خانم ها حالت هایی از افسردگی اساسی را در این دوره تجربه می‌کنند که در مقاله های گذشته راجع به آن مفصل صحبت کردیم.

اما این مسئله با این آمار بالا و شدت بالا چگونه ایجاد می‌شود؟

همانطور که می‌دانید مادر در تمام دوره بارداری هورمون هایش دچار تغییر می‌شود. زایمان باعث تغییر ناگهانی هورمون ها می‌شود و وضع مادر به گونه ای می‌شود که عاملی بیولوژیک حقیقتا وی را دچار یک افسردگی می‌کند. تحقیقات نشان داده که از روز تولد تا 10 روز پس از تولد مادران در این دوره شدید قرار می‌گیرند.

پژوهش ها بر صداقت این موضوع مهر تأیید زده که مادرانی که در دوره بارداری خود دچار ، دچار استرس و اضطراب قرار می‌گیرند بیشتر در خطر این اختلال هستند. همچنین باید گفت که هرگونه فشار عصبی بر روی مادر در دوره بارداری بر روی وضعیت روانی او پس از زایمان بی تأثیر نخواهد بود.

طبق آخرین تحقیقات مادرانی که یکبار در بارداری نخست خود افسردگی پس از زایمان را تجربه کردند به احتمال زیاد در بارداری های بعدی نیز این حالت را تجربه خواهند کرد.

درمان افسردگی پس از زایمان چیست؟

افسردگی پس از زایمان مانند دیگر انواع افسردگی درمان می‌پذیرد.

به این صورت که طبق بررسی های صورت گرفته بهترین روش برای درمان افسردگی رواندرمانی، همراه با دارو درمانی می‌باشد. این جلسات باید به صورت مداوم انجام شود و اگر دارو مصرف می‌شود حتما استمرار در مصرف رعایت شود.

به طور کلی : هیچ حالت روانی غیر عادی را دست کم نگیرید و به یک متخصص مراجعه کنید !

گردآورنده : آریا شاه رستم بیک
منبع : Psychologytoday



دلتنگ وطن ( Homesick )

افرادی که مهاجرت می‌کنند یا برای زمانی به دلایل مختلف مثل : تحصیل، کار و … از خانه و میهن خود دور می‌شوند شرایط خاصی را برای مدت زمان خاصی تجربه می‌کنند. افراد گزارش های مختلفی را از این حالت می‌دهند. از جمله این حالت ها می‌توان به مود پایین، بی‌حالی، اختلال در خواب، گریه و از همه مهم تر دلتنگی. جنس این دلتنگی به گونه ای است که جدا از دلتنگی نسبت به خانواده و دوستان که در اولویت قرار دارد، این دلتنگی با یک چاشنی همراه است؛ که این چاشنی وطن و میهن شخص است. فرد دچار این عارضه در دلتنگی خود را با جنس دلتنگی وطن تجربه خواهد کرد.

تجربه ها نشان داده که حضور افراد خانواده برای شخصی که این حالات را تجربه می‌کند مفید است اما عدم او همچنان خلاء و دوری وطن را حس می‌کند.

دلتنگی برای میهن یا Homesick چیست؟

به دلتنگی خاص ناشی از دوری از میهن می‌گویند که فرد در این حالت علائمی مانند افسردگی از خود نشان می‌دهد.

توجه شود که این حالت را نباید با افسردگی یکی دانست. گرچه استمرار این حالت برای شخص، مخصوصا اگر در این شرایط تنها باشد و هیچ ارتباطی با میهن خود و آشنایان نداشته باشد، می‌تواند منجر به افسردگی شود.

نخستین بار در سال 1688 دلتنگی وطن به عنوان یک بیماری شناخته شد و از آن سال به بعد تحقیقات روی این عارضه صورت گرفت.

در سال 1898 تحقیقات گسترده تر شد و نتایج جالبی بدست آمد.

دلیل عارضه چیست؟

از سال 1898 به بعد تحقیقاتی که بر روی این عارضه صورت گرفت، دلایلی را برای رخداد این عارضه بدست آمد.

فرد زمانی که از وطن خود دور می‌شود با چالش هایی روبه رو می‌شود. این چالش ها ممکن است در روزهای اول دوری خیلی به چشم نیاین و خیلی مهم نباشند. اما رفته رفته شرایط دشوار می‌شود و فرد از نظر روانی خود را هر روز با چالش های بیشتری می‌یبند. این حالت می‌تواند در روز های اول نیز  به صورت شوک به فرد وارد شود  و فرد خود را با انبوهی از مشکلات ببیند که گویی قرار نیست هیچ راه حلی برای آنها پیدا شود.

در هر دوحالت تفاوتی ندارد، ذهن فرد برای جلوگیری از صدمه و آسیب، همچنین برای جست و جوی یک درمان سعی می‌کند خود را با خاطرات گذشته احاطه کند. با این فرآنید ذهن این باور را به خود می‌دهد که شرایط گذشته و شرایط خوب از گذشته همچنان باقی است و می‌تواند به سوی آنها برگردد.

یادآوری این گونه خاطرات باعث ایجاد حس دلتنگی می‌شود و فرد وقتی می‌داند که نمی‌تواند به روز های خوش و خاطرات خوب خودش برگردد، حالاتی را مشابه با افسردگی از خود بروز می‌دهد.

راه حل این عارضه چیست؟

برای اینکه به این عارضه دچار نشوید باید قبل از مهاجرت یا هرگونه جابجایی، به مشاور متخصص مراجعه کنید و در تصمیم گیری با او مشورت کنید. رواشناسان شخصیت شما را مورد ارزیابی قرار می‌دهند و بررسی می‌کنند که آیا شخصیت شما برای مهاجرت مناسب است یا خیر. اگر شرایط به گونه ای است که هیچ چاره ای جز مهاجرت ندارید بهتر است با همسر یا یکی از آشنایان یا اعضای خانواده خود در مهاجرت همراه باشید. اینگونه حالت های ناشی از دلتنگی وطن به شدت کاهش می‌یابد.

گردآورنده : آریا شاه رستم بیک
منبع : psychologytoday



اختلال افسردگی اساسی یا MDD
با پیشرفت بیشتر و حرکت به سمت صنعتی شدن زندگی با تمام خوبی‌ها می‌توانیم چند بدی را هم ضمیمه این روزگار کنیم.
امروزه همانطور که شاهد هستیم تکنولوژی پیشرفت شایانی در تمامی زمینه ها داشته که بسیار قابل تحسین است. اما ایراد کار کجاست؟ ایراد کار در نقطه ای رخ می‌دهد که ابزار تکنولوژی قدم در راه های ارتباط اجتماعی بر میدارند.
منظور ما از ارتباط اجتماعی، مهارت برقراری ارتباط سالم و ارضا کننده نیاز روانی فرد در برقراری ارتباط است. یعنی چه؟ یعنی اینکه تکنولوژی می‌تواند مهارت های فردی مارا در برقراری ارتباط اجتماعی به سمت تحلیل ببرد و ما توان برقراری ارتباط را نداشته باشیم.
یکی از تبعات این مسئله می‌تواند ابتلا به افسردگی باشد.

Major depressive disorder به اختصار ( MDD ) یا اختلال افسردگی اساسی یکی از حالت های شدید افسردگی است.

اما کمی به اختلال افسردگی اساسی بپردازیم

اختلال افسردگی اساسی یا MDD  چیست؟

این اختلال یکی از انواع افسردگی است که فرد مبتلا حالت های نا امیدی و بی ارزشی را تجربه می‌کند. شاید شما همگی این حالت ها را در شرایط سخت تجربه کرده باشید اما اینجا شرایط متفاوتی خواهد داشت. فرد در این حالت ها به صورت پایدار چنین احساسی را دارد. این شرایط برای او گذرا نیست و به صورت مزمن می‌باشد. فرد مبتلا به این اختلال به صورتی درگیر این قضیه است که جسم او هم از صدمات و تجربیات افسردگی بی نسیب نیست. اختلال در اشتها، ضعف جسمی، مود پایین، کاهش میل جنسی، اختلال خواب و … می‌تواند حالت های گوناگون از چنین اختلالی باشد. بررسی های زیستی نشان داده که این اختلال بر روی سلول ها نیز اثر گذاشته و سلول های یک فرد مبتلا به اختلال افسردگی اساسی با فرد سالم بسیار متفاوت می‌باشند. برای مثال سلول های مغزی فرد مبتلا به این اختلال در پیام رسانی درست ضعف و مشکل دارند و نمی‌توانند به خوبی پیام ها را انتقال دهند.

تا اینجا اطلاعاتی را درباره ماهیت این اختلال بیان کردیم. اما شاید برای شما سئوال باشد که چگونه فرد به این اختلال مبتلا می‌شود و علت آن چه می‌تواند باشد؟

در ادامه توضیح خواهیم داد که

چرا به اختلال افسردگی اساسی مبتلا می‌شویم؟

با انجام تحقیقات بیشتر و پیشرفت در هر علمی به این حقیقت بیشتر نزدیک می‌شویم که هیچ پدیده ای تک علتی نیست و مجموعی از پدیده ها باعث رخ دادن هر اتفاقی می‌باشند. روانشناسی و اختلالات مربوط به آن هم از این قاعده مستثنی نیست و در مورد افسردگی اساسی هم به همین صورت اتفاق ها رخ می‌دهد.

این اختلال تک علتی نیست اما شرایط مختلفی در بروز چنین اختلالی دخیل هستند.

از این شرایط می‌توان به عوامل : بیولوژیکی، ژنتیکی، محیطی و خانواده اشاره کرد.

همانطور که می‌بینید محیط از خانواده جدا نام برده شده و نشان می‌دهد که چه قدر اثر مهم و جدی در این زمینه دارد که باید به عنوان یک مورد جداگانه مورد بررسی قرار بگیرد.

اما سئوال اساسی در مورد اختلال افسردگی اساسی !

آیا اختلال افسردگی اساسی درمان دارد؟

در پاسخ این سئوال باید خوش بختانه بگوییم بله ! این اختلال درمان دارد و افراد مبتلا به این اختلال با پیگیری می‌توانند درمان بگیرند.

درمان این اختلال به این صورت است که فرد باید یا تحت درمان دارویی قرار بگیرد یا رواندرمانی و در بیشتر مواقع از ترکیب دارو درمانی و رواندرمانی استفاده می‌شود که تحقیقات و آمار نشان داده نتیجه بیشتری می‌دهد.

اما سخن آخر؛ در روزگار ما اختلال افسردگی از هر حالتی را باید جدی بگیریم. آمار بسیار بالایی از افرادی که خودکشی می‌کنند مربوط به افرادی است که اختلال افسردگی دارند. این اختلال به خصوص در نوجوانان بسیار شایع است و در صورت بروز عوامل باید بسیار جدی گرفته شود.

اما یادمان باشد که تشخیص این اختلال به این سادگی ها نیست و درصورت مشاهده علائم باید به روانشناس متخصص مراجعه کنید.

منبع : www.psychologytoday.com

گردآورنده : آریا شاه رستم بیک


کلیه حقوق این سایت برای کلینیک روانشناسی بهار محفوظ و هرگونه کپی برداری با ذکر منبع بلامانع میباشد.