درحال بارگذاری ...



لیست کلاسیک


رشد چیست؟

به مجموعه ای از تغییرات می‌گویند که در طی زمان و سن خاصی رخ می‌دهد.

این تعریف، بیان ساده ای رشد بود.

بسیاری از والدین این سئوال را دارند که چطور شرایط را برای رشد فرزندمان بهتر کنیم؟

در واقع چگونه رشد بهتری را در فرزند خود شاهد باشیم؟ به خصوص در مورد رشد فکری و عقلی.

برای رشد ذهنی توضیحات مختصری در مورد تفاوت این رشد با بقیه انواع رشد ارائه داده می‌شود که به شرح زیر است.

انواع رشد ذهنی
۱) IQ : آی کیو یا بهره هوشی معیاری برای سنجش هوش است. این هوش با آزمون خاصی سنجیده می‌شود که هر مرحله از این آزمون امتیاز دهی خاص خود را دارد. این هوش از ابتدای تولد عددی یکسان دارد و تقریبا غیر قابل تغییر نیست و نهایت بتوان تا ۵ نمره با تهیه بهترین شرایط تغییر ایجاد کرد.

نمره این هوش به این صورت هست که بازه نمره معمولی این هوش از ۹۰ تا ۱۱۰ می‌باشد و ۶۵% از افراد جامعه را تشکیل می‌دهد.

نمره پایین تر از ۹۰ نشانه ضعف هوش است و نمره بالاتر از ۱۱۰ نشانه هوش بالاست.

نمره بالاتر ۱۳۰ را افراد نابغه تشکیل می‌دهند و ۱% کل جامعه را تشکیل می‌دهند

EQ : یا هوش هیجانی که مهارتی است که بستگی به محیط دارد و اصطلاحا اکتسابی است. این هوش را فرزندان از محیط غنی باید کسب کنند که همانطور می‌دانید، اولین محیطی که فرد تجربه می‌کند خانواده است. این هوش درواقع توانایی برخورد فرد با محیط پیرامونش است و نحوه برخورد با چالش های زندگی است.

این مهارت در سن بالا نیز با تلاش و کوشش خود فرد، خارج از محیط خانواده قابل کسب کردن می‌باشد.

اما به سئوال اصلی این است : ما چه کمکی به فرزندمان درباره هوش او می‌توانیم انجام دهیم؟

 

نقش پدر و مادر در هوش فرزند

همانطور که اشاره شد IQ  فرد در طول زندگی تغییر نمی‌کند و کاملا وراثتی است . اما اگر ما ژن خوبی برای IQ  نداشته باشیم آیا باید نگران باشیم؟ در پاسخ باید بگویم خیر! نیازی به نگرانی نیست.

اما نیاز به هوشیاری دارید! شما باید کاملا هوشمندانه با این شرایط برخورد کنید. تحقیقات نشان داده که هوش عامل موفقیت نیست. بله درسته هوش تاثیر چندانی ندارد. اما عاملی که به شدت مهم است و تاثیر گذار است پشت کار است. به والدین توصیه شده بدون فکر به IQ فرزند خود به او تلاش کردن را بیاموزید که عامل موفقیت است!

این دقیقا همان EQ می‌باشد. یعنی فرد بیاموزد که پشت کار داشته باشد و مستمر تلاش کند.

محیط خانواده در یادگیری این عادت بسیار موثر است. یادتان باشد که کودک تا سن ۵ سالگی تقریبا شخصیتش شکل می‌گیرد. پس شما ۵ سال زمان دارید. دقت کنید که فرزند شما به هیچ وجه نباید تحت فشار بیهوده قرار گیرد و از تلاش و پشت کار در آینده با سختی و غم یاد کند. با برنامه ریزی و روش یادگیری متفاوت به او این مهارت را بیاموزید.

روش یادگیری مناسب چیست؟ مناسب ترین روش برای یادگیری کودک این است که او از الگویش در عمل این مهارت را بیاموزد! یعنی شما باید نخست خودتان فردی تلاشگر باشید تا فرزند شما به عنوان اولین و مهم ترین الگویش شما را ببیند و بیاموزد.

در این راه به کودک خود اجازه دهید تجربه کند و از اشتباه نترسد. زیرا این باعث میشود فرزندتان به دلیل ترس از شکست دست از تلاش بردارد.

پیاژه شاید بهترین سخن را در این باب بیان کرده : رشد به این معناست که محیط مناسب برای فرزند خود فراهیم کنیم. محیط غنی بسازیم تا فرزندمان بتوانند تجربه کند.

گردآورنده : آریا شاه رستم بیک
منبع : کتاب رشد، لورابرگ

 



چگونه انگیزش را افزایش دهیم؟
امروزه بسیار این موضوع مورد سئوال قرار می‌گیرد که چگونه همه کار ها را با اشتیاق انجام بدهیم؟ چگونه می‌توانیم برای هر یک از مسئولیت هایمان به روشی عمل کنیم که با انگیزه و خلاق باشیم؟ چگونه می‌توانیم انگیزه خود را ثابت نگه داریم؟

و اما سئوال اصلی :

انگیزش چیست؟

دانستن این موضوع که ماهیت انگیزش چیست و چه کمکی به ما می‌کند، می‌تواند کمک شایانی در رسیدن به هدف، یعنی افزایش انگیزه داشته باشد.

  • انگیزش یعنی نیروی محرکه برای انجام عمل

تا زمانی که میزان این نیرو بالا باشد، عمل نیز بالاست و زمانی که میزان این نیرو پایین باشد عمل کمتر صورت می‌گیرد یا به عبارت بهتر انگیزه کمتر می‌شود.

اگر بخواهیم مثال ساده ای را مطرح می‌کنیم می‌توانیم نیاز به آب و تشنگی را مطرح کنیم، به این صورت که شما زمانی که تشنه هستید نیرو محرکه بالاست و انگیزه برای نوشیدن آب دارید، حال زمانی که آب را می‌نوشید، میزان انگیزه شما برای نوشیدن آب به مرور زمان و به صورت منحنی کاسته می‌شود، بنابراین با نوشیدن دو لیوان آب، دیگر به نوشیدن ادامه نمی‌دهیم.

به همین شکلی که شرح داده شد انگیزه برای تمامی کار ها و مسئولیت های ما چنین عمل می‌کند.

با آگاهی از ذات انگیزش و کارکرد آن، حال می‌توانیم برای افزایش آن اقدام هوشمندانه انجام دهیم.

چگونه انگیزش را افزایش دهیم؟

این پرسشی است که ذهن بسیاری از افراد جامعه را درگیر خود کرده چرا که همگی این تمایل را دارند که بیشترین بازده در کار های روزمره را داشته باشند.

خب اما پاسخ به این سئوال : انگیزش ارتباط تنگاتنگی با هدف دارد؛ می‌پرسید چگونه؟

اگر خوب دقت کنیم همه ما برای هدفی تلاش می‌کنیم و می‌توانیم تقریبا بگوییم فردی نیست که بدون هیچ هدفی تلاش کند. ممکن است افرادی را پیدا کنید که برای هدف (( خاصی )) تلاش نکنند و به صورت کلی برای خوب بودن تلاش کنند.

حال کدام شیوه تلاش بهتر است؟

هدف کلی یا هدف جزئی

همانطور که بیان شد، هدف جز اصلی و جدا نشدنی از انگیزش می‌باشد.

اینکه هدف کلی برای بهتر شدن مناسب است یا جزئی را طبق یک مثال برای شما توضیح خواهم داد. فرض کنید شما می‌خواهید در ۲۰ سال آینده فردی ثروت مند شوید. خب قطعا دو گزینه دارید یا تحصیل را کنار بگذارید و شروع به کار کنید یا تحصیل را ادامه دهید و در رشته مربوطه شروع به کار کنید.

فارغ از درست یا غلط بودن رها کردن تحصیل شما یکی از این دو گزینه را انتخاب می‌کنید. به سمت آن حرکت می‌کنید و جلو می‌روید. همانطور که بیان شد انگیزه یک عامل پویا است و ممکن است در طی زمان کاسته یا افزوده شود. فرض کنید ۱ سال سمت هدف حرکت کردید و طبیعتا عنوز به پول نرسیدید! پس باید ادامه دهید. اما به دلیل سختی کار شما خسته شدید درآمد کم در سال های اول شما را نسبت به ادامه مسیر بی انگیزه کرده و احتمالا دیگر هدف ثروت مند شدن جذابیتی برای شما ندارد!

حال تصور کنید که شما برای خود برنامه ریزی کردید که در طی یک سال در یک شرکت شروع به کار کرده و در طی همان سال اول ترفیع خود را از رئیستان بگیرید. با رفتن و پیدا کردن شغل اولین هدف شما برآورده می‌شود و انرژی و اعتماد به نفس شما افزایش می‌یابد. حال انرژی شما افزایش یافته می‌توانید به خوبی برای سال اول کاری خود تلاش کنید و موفق بشوید.

بعد از برآورده شدن هدف دوم، حال شما برای برنامه ریزی و افزایش حقوق می‌توانید برنامه ریزی کنید. بعد از افزایش حقوق باز انگیزه شما افزایش یافته می‌توانید به یک ایده خوب و یک شراکت خوب باشید. به همین ترتیب شما روز به روز به هدف های خود می‌رسید و انرژی شما زیاد می‌شود.

از هدف های کوچک استفاده کنید و یاد این ضرب المثل معروف بیفتید که : سنگ بزرگ علامت نزدن است!

ساختار ذهن ما و انگیزش به این صورت است که باید مورد تشویق قرار بگیرد تا دارای انرژی و اعتماد به نفس برای انجام بقیه کار ها بشود. پس هدف های کوچک و کوتاه مدت انتخاب کنید تا بتوانید موفق بشوید و انرژی ادامه مسیر را داشته باشید و جا نزنید.  

گردآورنده : آریا شاه رستم بیک
منبع : کتاب انگیزش و هیجان نوشته جان مارشال ریو
چگونه


خشونت خانگی
خشونت خانگی هم می‌تواند فیزیکی باشد هم می‌تواند روانی باشد. در هر فرهنگی و جنسیتی، هر جنسیت و گرایشی، ما شاهد خشونت خانگی هستیم.
می‌توانیم تاثیرات آن را به وضوح در زندگی دید. خشونت خانگی ابعاد زیادی دارد و می‌تواند شامل جنبه های متفاوتی باشد. برای مثال خشونت خانگی می‌تواند شامل : ترساندن، صدمه فیزیکی ( کتک زدن، پرتاب شیء و … ) و حتا کنترل کردن باشد. به صورت کلی هر رابطه ای متفاوت است و جنبه های گوناگونی دارد. پس خشونت خانگی هم دقیقا به همین صورت می‌تواند متفاوت باشد.

به دید کلی می‌توان گفت هرنوع برخورد از سمت پارتنر در رابطه، که به مثابه برخورد با مال و املک و یک دارایی باشد خشونت خانگی نام دارد.

توهین، تهدید، سوء استفاده احساسی  و اجبار به برقراری رابطه جنسی همگی مصداق خشونت خانگی هستند. در هر کشوری و با هر فرهنگی، متناسب با هر شرایطی متاسفانه شاهد تجاوز از جانب شوهر به همسر هستیم که در واقع اجبار در برقراری سکس بدون تمایل خانم این شرایط را ایجاد می‌کند. این اتفاق نیز یکی از مصداق های بارز خشونت خانگی است که متاسفانه اخیرا به کرات مشاهده شده.

افرادی که مرتکب به خشونت خانگی می‌شوند، ممکن است فرزندان، حیوانات خانگی و دیگر اعضای خانواده را در جایگاه اهرم فشار و وسیله ای برای رسیدن به خواسته های خود قرار دهند تا قربانی را برای رسیدن به هدف خود بالاجبار متقاعد کنند.

افرادی که قربانی این گونه سوء استفاده ها می‌شوند، با کاهش عزت نفس، افزایش اضطراب و افسردگی روبه رو می‌شوند.

این گونه حس ها اگر سریعاً درمان نگیرند و برطرف نشوند، می‌توانند باعث ماندگاری آنها و شدت گرفتن آنها شود و مدت زمان زیادی طول می‌کشد تا اثرات آنها از بین رود. لازم به ذکر است که همه شرایط در صورتی رخ خواهد داد که تحت درمان تخصصی قرار بگیرند.

آمار خشونت خانگی

طبق تحقیقات انجام داده شده، آمار ها نشان می‌دهند که زنان بیشتر از مردان تحت خشونت خانگ قرار می‌گیرند. و گزارش شده که در آمریکا ۳۸ میلیون زن آمریکایی هر روزه مورد خشونت خانگی قرار می‌گیرند که این خود عدد بسیار قابل تاملی است.

البته لازم به ذکر است که مردان هم تحت خشونت خانگی قرار می‌گیرند و آسیب های ذکر شده را محتمل می‌شوند؛ اما با آماری پایین تر از زنان جامعه

به طور کلی چیزی که بیش از همه باعث نگرانی است آمار بالای خشونت خانگی است چه برای زنان و چه برای مردان.

آموختن مهارت هایی مثل کنترل خشم می‌تواند در جلوگیری از اینگونه خشونت ها موثر واقع شود.

راه های مقابله با خشونت خانگی

متاسفانه هنگامی که خشونت خانگی رخ می‌دهد تقریبا راهی برای فرار و رهایی از ضربه عاطفی وجود ندارد. اما با چند راه‌کار می‌تواند آسیب فیزیکی خود را به حداقل برسانید.

  • هنگام مشاجره و بحث، خود را در مکانی قرار دهید که بسته نباشد و برای مثال در راه پله ها، دستشویی ها و اتاق های بسته، آسیب های فیزیکی ناشی از حملات فیزیکی بسیار بیشتر شده و شما کمتر ممکن است راهی برای حفاظت از خودتان داشته باشید.
  • هر زمانی که آسیبی به شما رسید سریعا به پلیس مراجعه کنید و وضعیت خود و فرزندانتان را به اطلاع ایشان برسانید.
درمان خشونت خانگی

متاسفانه افرادی که خشونت خانگی را مرتکب می‌شوند خود این باور را ندارند که مرتکب خشونت خانگی هستند. در این مرحله فردی که خشونت خانگی را انجام می‌دهد، حتما لازم است تا خودش قانع شود و به روانشناس متخصص مراجعه کند.

این افراد در مواردی دارای یک خشم درونی ( به هر دلیلی ) هستند که با مراجعه به روانشناس کاملا حل خواهد شد ( البته لازم به ذکر است که نیاز به پیگیری مداوم دارد )

برخی از افراد نیز شاهد چنین صحنه هایی در خانواده خود بوده اند.

در هر حال باید بدانیم که تنها راه حفظ زندگی برای زوج هایی که در زندگیشان این گونه آسیب ها وجود دارد، مراجعه به روانشناس متخصص و پیگیری هست. این افراد باید به صورت مداوم به مشاور خود مراجعه کنند و برای درمان تلاش بکنند.

 

گردآورنده : آریا شاه رستم بیک

 



اعتیاد
به هرنوع وابستگی به عمل یا ماده‌ی شیمیایی که زندگی فرد را از حالت عادی خارج می‌سازد، اعتیاد می‌گوییم. اعتیاد می‌تواند طبعات مختلفی داشته باشد.
در سنین مختلف روی می‌دهد. طبق تحقیقات انجام شده و نتیجه های بدست آمده نشان داده شده که اعتیاد ناشی از یک خلاء یا ضربه روانی می‌باشد.

با افزایش آگاهی روانشناسی که در مطالب گذشته سایت، در مورد خانواده و مسائل تربیتی گذاشته شده، می‌توانید از این چالش جوامع صنعتی امروزی پیشگیری به عمل آورید.

اعتیاد در سنین مختلف

اعتیاد در سنین مختلف و در سطوح مختلف قابل مشاهده می‌باشد.

در والدین معتاد ما‌ می‌توانیم شاهد ضربه شدید همسر و بیشتر از همه بچه ها از شرایط والد باشیم و در سنین پایین تر شاهد هدر رفتن زندگی و زمان برای رشد فزندان بشویم. اعتیاد در سنین پایین امکان بهبود کمتری دارد و تباهی بیشتری برای فرد و خانواده اش خواهد داشت

در این مقاله سعی به توضیح و شرح اعتیاد به اینترنت شده. اعتیاد به اینترنت در سنین مختلف و در سطوح مختلف وجو دارد. نوع خفیف این اعتیاد در بسیاری از ما که در جوامع پیشرفته امروزی در حال زیستنیم ممکن است وجود داشته باشد و چه بسا که ما بی‌خبر از آنیم.

اعتیاد به اینترنت

اعتیاد به اینترنت به عنوان یک اختلال روانی برای اولین بار در سال ۱۹۹۰ شمرده شد و پژوهش ها از همان سالها آغاز شد.

در عصر حاضر بیشتر افراد استدلال می‌کنند که در تعداد ساعت مناسبی با اینترنت کار می‌کنند و حاضر به شرکت در پژوهش اعتیاد به اینترنت نیستند.

اما تحقیق های صورت گرفته نشان داده شده که از کل جمعیت استفاده کننده از اینترنت ۱% الی ۱۰% مبتلا به اعتیاد به اینترنت هستند و اینترنت به گونه ای زندگی و روال عادی آنها را مختل نموده.

جالب است که در این پژوهش ها نشان داده شده که از نظر روانشناسی، نورولوژیکی و رفتاری پرونده ای مشابه با افراد معتاد به قمار و مواد شیمیای دارند. در واقع ذهن این افراد دقیقا از نظر زیستی و علمی مانند انسان هایی رفتار می‌کند که معتاد به قمار یا مواد مخدر هستند.

پیرو همین نتایج در سال ۲۰۱۴ کتاب DSM  ( کتاب مرجع و رسمی اختلالات روانی در روانشناسی ) به روز رسانی شد و در این کتاب اعتیاد به اینترنت جز اختلالات روانشناخی قرار گرفت.

اما سئوال مهمی در زمینه اعتیاد به اینترنت مطرح می‌شود.

اعتیاد به کدام بخش اینترنت ایجاد می‌شود؟

بسیاری از متخصصین اعتقاد دارند که اینترنت به تنهایی قادر به ایجاد اعتیاد در افراد نیست. در واقع فعالیت هایی که به وسیله اینترنت صورت می‌گیرد اعتیاد را ایجاد می‌کنند. اعتیاد به فعالیت های مختلفی داریم مثل : اعتیاد به بازی های ویدوئی، اعتیاد به سایت های مستحجن و با محتوای پورنوگرافی، اعتیاد به قمار و اعتیاد به شبکه های مجازی.

طبق تحقیقات صورت گرفته نتایجی جالب و جدیدی به دست آمده که نشان می‌دهد، نوعی از اعتیاد به اینترنت وجود دارد که مربوط به جست و جوی زیاد و بی وقفه در اینترنت و سایت هایی مثل یوتیوب و گوگل می‌شود.

عواقب اعتیاد به اینترنت

اعتیاد به اینترنت در سنین مختلف عواقب مختلفی در بر دارد.

طبق پژوهش های صورت گرفته بر روی گروهی از مردان که ویژگی مشترک همه آنها استفاده از اینترنت بیش از ۴۸ ساعت در هفته بوده.

نتایجی از این تحقیقات به دست آمده که بسیار جالب است. استفاده بیش از حد اینترنت در انرژی افراد تاثیر منفی داشته و باعث خستگی مفرت و کسالت می‌شود. همچنین این تحقیقات نشان داده که استفاده بیش از حد از اینترنت بر روی بخشی از قشر خاکستری مغز اثر گذاشته که در اثر آن

(( قدرت تصمیم گیری )) به شدت افت کرده و باعث پایین آمدن اعتماد به نفس و امید به آینده می‌شود.

همچنین این تحقیقات نشان داده که با توجه به اثری که مصرف بیش از حد اینترنت بر روی قسمت های مختلف مغز می‌گذارد در این افراد خلاقیت رو به کاهش می‌رود.

آسیب اینترنت در نوجوانان

در فرهنگ ما متاسفانه بسیاری از اطلاعات به صورت شفاف در اختیار نوجوانان قرار نمی‌گیرد. همین مسئله باعث شده تا مانعی بر سر راه کنجکاوی نوجوانان گذاشته شود و اشتیاق به دانستن را بیشتر کند. همین عامل باعث می‌شود که اعتیاد به اینترنت و مصرف بیش از حد آن برای دانستن ایجاد شود. اما جدای از این بحث به این فکر کنید که آیا تمامی اطلاعاتی که در اینترنت قرار دارد صحیح است؟ آیا ممکن است یک وبلاگ یا سایتی به اشتباه نوجوانی را راهنمایی کرده و باعث تباهی زندگی او شود؟

بحثی که در زندگی در سالهای اخیر با آن رو به رو شدیم، متاسفانه استفاده بیش از حد از سایت های پورنوگرافی می‌باشد. این سایت ها باعث ایجاد اختلالات جنسی و تصور های جنسی اشتباه به افراد می‌شود که در زندگی زناشویی افراد به شدت اختلال ایجاد کرده و معمولا باعث طلاق می‌شود.

استفاده بیش از حد از اینترنت در نوجوانان باعث شده که تحرک از آنها گرفته شود و دچار بلوغ زودرس شوند. بلوغ زودرس در پسران باعث توقف رشد آنها پیش از موعد می‌شود و در دختران یک آسیب بزرگ روانی و افسردگی طلقی می‌شود و می‌تواند منجر به خودکشی بشود.

پس با به روز بودن و مطالعه مطالب در مورد اعتیاد به اینترنت و آگاه کردن فرزند خود از بروز این اتفاقات و آسیب های ناگوار بکاهید و با توضیح دادن به صورت شفاف کودک خود را مطلع کنید.

 

گرد آورنده : آریا شاه رستم بیک


طلاق
همانطور که در تربیت فرزندان و شیوه ارتباط گیری موثر برای ما در سنین نوجوانی و بلوغ بسیار مهم است، در طول زندگی ممکن است در بعضی از دوره ها چاره ای جز طلاق و جدایی نداشته باشیم.
از دید روانشناسی و مشاوره زوجی تمام تلاش ها صورت می‌گیرد که تا جایی که ممکن است طلاق صورت نگیرد، اما همانطور که می‌دانید در دوره معاصر بحث طلاق آمار رو به افزایشی داشته و بهتر است مانند دیگر چالش های زندگی به جای انکار آن با آن روبه رو شده و راه‌حلی برای چگونه برخورد کردن با طلاق ارائه نمود تا طرفین زندگی در این مورد آسیب روانی نبینند.
فرهنگ و شیوه نگرش

در کشور ما ایران، همواره فرهنگ بر این منوال بوده که اگر بین همسران اختلاف شدیدی بود که دو طرف از زندگی با هم آسیب می‌دیدند، نحوه برخورد ( به خصوص در خانم ها ) به شکلی بود که سعی در حفظ ازدواج می‌شد. در پی گرفتن این راه‌حل برای زندگی آسیب هایی همراه خود داشته، که فرد در طی زندگی تحت فشار بوده و دائم به سرکوب کردن احساسات منفی خود می‌پرداخته. در چنین ازدواج ها و روابطی ما شاهد سوء استفاده جنسی زن توسط همسرش نیز بوده ایم.

در این مواقع زن به دلیل چهارچوب های فرهنگی و عقیده ای خود ناچار به تحمل کردن شرایط بوده.

اگر شریط خانواده به صورتی باشد که در خانواده بچه هم باشد، این اجبار بر دوش مادر و پدر حس شده که باید زندگی خود را به هر قیمتی شده حفظ کنند.

اگر زندگی همراه با مشکلات ادامه یابد و طرفین از یکدیگر جدا نشوند دو اتفاق رخ می‌دهد :

۱) طلاق عاطفی : در این شرایط طرفین رابطه روابطشان به صورتی می‌گردد که گویی بهم هیچ دلبتسگی ندارند و درواقع همسران از هم طلاق گرفته اند با این تفاوت که تنها باهم زیر یک سقف زندگی می‌کنند.

موضوعی که بسیار حائز اهمیت است، آسیبی است که فرزندان در این شرایط متحمل می‌شوند و شرایط عاطفی سختی را تحمل می‌کنند.

فرزندان در خانواده محبت کردن را می‌آموزند. پدر و مادر در خانواده سهم زیادی در آموختن مهربانی و محبت را دارند. ارتباط با همسر در خانواده بسیار مهم است زیرا فرزندان به همان شیوه و روش به همسر آینده خود محبت می‌کنند. حال کافی است تصور کنید خانواده ای را که فرزندانش مهر و محبتی را نمی‌بینند که پدر و مادر نسبت به هم داشته باشند.

۲) ادامه زندگی با مشکلات : در این روش، در جریان زندگی شاهد بحث و جدل های فراوانی خواهیم بود که همانطور که گفته شد سهم فرزندان از یادگیری مهر و محبت، تنها مشاهده جنگ و دعوا بین والدین است.

و در این شرایط مانند طلاق عاطفی خلاء های زیادی برای روان فرزندان پیش خواهد آمد.

 

گزینه آخر طلاق !

در شرایطی که زندگی برای همسران آنقدر سخت است که چاره ای جز طلاق ندارند، متاسفانه در کشور ما به بدترین شکل ممکن این اتفاق روی خواهد داد که هم طرفین آسیب می‌بینند هم فرزندان.

قبل از طلاق گرفتن، فرزند در خانواده شاهد کشمکش و شرایط سختی خواهد بود که بعد از طلاق هم، چه از طرف پدر و چه از طرف مادر شاهد تخریب قهرمان های زندگی خود می‌باشد. آن هم از طرف کسانی که حرفشان را بیش از هر چیزی قبول دارد، یعنی پدر و مادر

در کشور ما، بسیار شاهد این قضیه هستیم که پدر و مادر برای تخلیه خود و اثبات کردن برتری خود به فرزند، مدام در مورد دیگری بدی می‌گویند.

آنها نمی‌دانند که چه ضربه ای به فرزند خود خواهند زد. تمامی تصورات کودک در این سنین دچار دگرگونی شده. روح و روان فرد به شدت آسیب های زیادی را متحمل می‌شود.

روشی که برای طلاق توصیه شده که هم برای همسران بهتر است هم برای فرزند این روش است : با کودک خود در زمانی مناسب خلوت کنید و دو نفری به او توضیح دهید که قرار است از این به بعد مامان و بابا جدا از یکدیگر زندگی کنند. به او یادآور شوید که تا پایان عمر فرزند خود را دوست دارید و هر دو نفر او را حمایت می‌کنید. سعی کنید جدایی را با یک خاطره خوب به انجام برسانید. این گونه هم شما آسیب کمتری می‌بینید هم همسرتان و از همه مهم تر این است که فرزند شما آسیب کمتری می‌بیند.

به هیچ وجه از همسرتان جلوی فرزند خود بد نگویید و او را تخربی نکنید.

یادتان باشد که او نیز الگوی مهمی برای فرزند شماست، پس سعی نکنید با خراب کردن این الگو آسیب بیشتری به فرزند خود بزنید.

اجازه دهید فرزندتان هر چه قدر دوست دارد همسرتان را ببیند و با محدود کردن او سعی نکنید بیشتر او را از خود دور کنید.

در آخر نکته مهم این است که : به هیچ وجه برای طلاق عجله نکنید و سریع تصمیم نگیرید. شما باید سریع تصمیم بگیرید که به یک مشاور و زوج درمانگر مراجعه کنید. چرا که بسیاری از مشکلات منجر به طلاق ممکن است با مراجعه حل شود.
گردآورنده : آریا شاه رستم بیک


ارتباط موثر
در زندگی در اثر حاضر که بیشتر فضاهای ارتباطی مجازی شده و ارتباطات انسانی کمتر به طور مستقیم استفاده می‌شود، بسیاری در برقراری ارتباط به شکلی برای هر دو طرف رابطه مفید باشد عاجز هستند.
این روابط می‌تواند بین همسران، دوستان و خانواده شکل بگیرد که به صورت چالش برای طرفین رابطه می‌شوند.

ارتباط موثر چیست؟

ارتباط موثر به رابطه ای می‌گویند که در آن طرفین رابطه خواسته های خود را بیان کرده و بدون تنش می‌توانند به نتیجه برسند. اگر به جمله قبل مو شکافانه تر نگاه کنیم می‌بینیم که در این جمله این موضوع قرار ندارد که لزوماً تمامی خواسته ها برآورده شود. در روابط مختلف باید در نظر داشت که ممکن است تمامی خواسته های ما به درجه عمل نرسد.

اما نتیجه ای که می‌توان گرفت این است که مهم برآورده شدن نیست بلکه مهم همدلانه گوش کردن و بیان کردن است. اگر خوب دقت کنید هر رابطه ای که دارای خللی می‌باشد می‌توانیم بگوییم با احتمال زیادی مشکل در بیان خواسته های طرفین وجود دارد. این رابطه می‌تواند از هر نوعی باشد و تنها مقصود ما روابط زوجی و بین همسران نیست.

از این قسمت به بعد مقاله به توضیح روابط زوجی می‌پردازیم.

ازدواج

زمانی که دو نفر پیمان ازدواج با یکدیگر می‌بندند متعهد می‌شوند که در غم و شادی، سلامتی و بیماری با هم هستند و پشتیبان یکدیگرند. اما چه تضمینی وجود دارد که ۳۰ سال این افراد کنار هم بمانند؟ آیا هر دونفر اشتیاق ثابتی در طی این سالها دارند؟ آیا ممکن است رابطه آنها را خسته کند؟

پاسخ این سئوال ها با توجه به تصمیماتی که هر دو نفر می‌گیرند، می‌تواند هم بله باشد هم خیر.

عوامل مختلفی است که باید در زندگی زناشویی رعایت شود تا به رابطه مطلوب برسیم اما بهتر است از این جمله شروع کنیم : زندگی خوب با تو شروع می‌شود!

این عبارت را به همسر خود نگویید! بلکه باید در آغاز زندگی و در مراحل مختلف آن این عبارت را با خود تکرار کنید. تفاوتی ندارد که شما چه جنسیتی دارید، شما باید در ذهن خود به این موضوع آگاه باشید که شما به تنهایی ۵۰% یک رابطه هستید و می‌توانید بسیار موثر باشید.

قدرت انتخاب  :
همه ما انسانها قدرت اختیار و انتخاب داریم، غیر از افراد سایکوز یا کسانی که ارتباط درستی با حقیقت و واقعیت موحود ندارند، همه ما می‌توانیم بر شرایط زندگی خود کنترل داشته باشیم.

زمانی که از جملاتی مثل من نمی‌توانم یا من انتخاب نمی‌کنم استفاده می‌کنیم این قدرت را انکار می‌کنیم و اجازه می‌دهیم تا شرایط نا مطلوب بر زندگی ما اثر خود را بگذارند.

ما زمانی می‌توانیم کنترل شرایط را به دست بگیریم و زندگی بهتری داشته باشیم که به این توانایی باور داشته باشیم و در ناخودآگاه ما این جمله حک شده باشد که من می‌توانم شرایط زندگی و ارتباط خود را بهبود ببخشم.

الگو های تخریب کننده رابطه

در روابط بین فردی گاهی برای بهتر کردن شرایط موجود باید سعی کنیم از انجام کارهایی که به رابزه صدمه می‌زند پیشگیری کنیم. بدون انجام هیچ کار اضافه ای با جلوگیری کردن از الگو های ناسالم می‌توانیم رابطه ی خود را به سمت بهتر شدن پیش ببریم.

چند الگوی ناسالم رفتاری می‌تواند : انتقاد ( یکسره ایراد گرفتن و گله کردن)، بی‌احترامی ( نیش دار حرف زدن)، دفاع و دیوار کشیدن باشد.

در طی بحث و گفت و گو از ترور شخصیت، دائم ایراد گرفتن و سرزنش کردن پرهیز کنید.

می‌توانیم به دیوار کشیدن اشاره می‌کنیم که زمانی رخ می‌دهد که هر دو نفر در گوش های خود پنبه می‌کند و حاضر نیست از سر دل سوزی به حرف های دیگری گوش کند.

چند راه حل کارآمد برای سبک زندگی بهتر و انجام الگو های بهتر

سبک زندگی عاری از سرزنش داشته باشید

وقتی طرفین رابطه دست از سرزنش یکدیگر بکشند می‌توانند انرژی خود را صرف بهبود روابط خود بکنند. می‌توانند برای مشکلات یکدیگر و رابطه خود وقت بگذارند و رابطه ای کم تنش تر داشته باشند.

جرئت ناقص بودن را داشته باشید

اگر همواره در تلاش برای کامل بودن باشیم، این اطمینان را داشته باشید که در اکثر مواقع فردی شکست خورده و سر خورده خواهید بود؛ چرا که هیچ کدام از ما قادر نخواهیم بود که در زندگی فردی باشیم که در تمام زمینه ها کامل و بهترین باشیم.

اگر این ناقص بودن را بپذیرید می‌توانیم این دید را داشته باشید که می‌توانید تغییر کنید و بهتر شوید، این گونه می‌توانید بسیار بیشتر به روابط خود کمک کنید.

در آخر نکته ای که باید بیان شود این است که یادتان باشد شما در رابطه خود موثر هستید و هر چه قدر دلسوزانه تر برای ایجاد یک تغییر تلاش کنید، قطعا شما هم پاسخ دلسوزانه تر دریافت خواهید کرد.

رابطه خود را رها نکنید و برای بهتر شدن تلاش کنید!

 

گردآورنده : آریا شاه رستم بیک

 


کلیه حقوق این سایت برای کلینیک روانشناسی بهار محفوظ و هرگونه کپی برداری با ذکر منبع بلامانع میباشد.