درحال بارگذاری ...



لیست کلاسیک

.gif

مرداد ۲۳, ۱۳۹۸ دسته‌بندی نشده0
وسواس شست و شو
وسواس شست و شو گونه ای از اختلالات وسواس است. این گونه از اختلال وسواس شایع ترین نوع وسواس عملی است. اجازه دهید کمی در مورد وسواس صحبت کنیم.
در روانشناسی، محققان وسواس را به دو صورت دسته بندی می‌کنند.
وسواس فکری و وسواس عملی.
برای تعریف بهتر و ساده تر به این شکل توضیح می‌دهیم. وسواس فکری در واقع، پیش زمینه یا مادر وسواس عملی است.

برای فهم بهتر ، ابتدا مبتلا به وسواس فکری شده و سپس وسواس های عملی به سراغ شما می‌آید. البته همیشه اینطور نیست که فردی لزوماً باید ابتدا وسواس فکری داشته باشد تا وسواس عملی به سراغش بیاید. خیلی از افراد مبتلا به وسواس عملی پیشینه وسواس فکری نداشته اند.

اما وسواس فکری چیست؟

وسواس فکری چیست؟

وسواس فکری، اختلالی است روانی که به این صورت است. فرد در این اختلال یک سری افکار، احساسات، تصاویر و تجربیاتی دارد که دائم تکرار می‌شوند و ناخواسته هستند. این تصاویر، افکار و احساسات، در ذهن شخص آرام و قرار ندارند و دائم تکرار می‌شوند. تاجایی این اتفاق پیش می‌رود تا از وسواس فراتر رفته و باعث ایجاد اضطراب می‌شوند. این اضطراب پس از مدتی، به محضر ظهور می‌رسند و تیک عصبی را تشکیل می‌دهند. این روندی یکی از روند هایی است که ممکن است شخص طی کند. ممکن است فرد دیگری روند دیری را طی کند و به مشکلات دیگری برخورد بکند. برای مثال فرد ممکن است دچار وسواس عملی شود.

نمونه ای از وسواس فکری : شما با فردی مواجه می‌شوید که در مکانی عمومی می‌خواهد از آب سرد کن، کمی آب بنوشد. او ابتدا لیوان پلاستیکی را بر می‌دارد و سپس آن را پر از آب کرده و می‌نوشد.

اما در طی روند ریختن آب درون لیوان به طرزی وسواس گونه اصرار دارد تا حتما آب روی یکی از خط های لیوان پلاستیکی قرار بگیرد و بالاتر یا پایین تر قرار نگیرد.

این نمونه ای از وسواس فکری است. ممکن است در غذا خوردن یا موارد دیگری این افکار تکرار شوند.

وسواس عملی چیست؟

وسواس عملی یک اختلال روانی است . در این اختلال فرد افکاری دارد که ناخواسته به ذهن او آمده. این افکار او را وادار می‌کنند تا اعمالی را انجام دهند که شاید لزومی به انجام آنها نیست.

برای مثال شست و شوی دست ها یکی از شایع ترین آنهاست. فرد مدام نیاز به شست و شوی دستان خود دارد.

و یک بار انجام دادن آن برای او کفایت نمی‌کند. فرد خود می‌داند که افکار او مزاحم هستند و نیازی به تکرار شست و شو نیست.

اما این افکار مزاحم به او این اجازه را نمی‌دهند که از این کار ممانعت به عمل بیاورد.

تا به اینجای مقاله به خوبی با اختلال وسواس آشنا شدید.

اما چرا برخی از افراد به این اختلال دچار می‌شوند؟

دلایل ابتلا به اختلال وسواس

دلیل قطعی ابتلا به اختلال وسواس تا به امروز ناشناخته باقی مانده.

اما تحقیقات چند دلیل مرتبط را نشان داده.

مانند هر اختلال روانی دیگر وسواس نیز، یک اختلالی است که به شدت به ژنتیک وابسته است. پژوهش ها نشان داده که کسانی که در نزدیکان، فامیل ها و خانواده خود افرادی با این اختلال را داشته اند، شانس زیادی برای ابتلا به این اختلال را دارند.

مطالعات اخیز نشان داده که سوء استفاده های جنسی و جسمی نیز تاثیر قابل تأملی بر ابتلا به این اختلال دارند.

آیا وسواس درمان دارد؟

خوشبختانه پاسخ مثبت است و این اختلال درمان دارد. اما مثل همیشه به شرط همکاری خود فرد. این درمان ها شامل دارو درمانی و رواندرمانی است.

به تازگی درمان موثر دیگری تحت عنوان tDCS نیز شناخته شده که در درمان این اختلال بسیار موثر واقع شده و خوب عمل کرده.

منبع : psychologytoday
گردآورنده : آریا شاه رستم بیک

.gif

مرداد ۲۳, ۱۳۹۸ دسته‌بندی نشده0
اختلال شخصیت خودشیفته
همانطور که از اسم این اختلال پیداست، شخصیت خودشیفته، شخصیتی است که تمام تمرکز را بر روی شخصیت خویش گذاشته و کمتر نسبت به دیگران اهمیت می‌دهند. اینگونه افراد با چنین اختلالی را می‌توان در جامعه در جایگاه های مختلفی دید اما می‌توان گفت که اکثر آنها رویای مدیر و رئیس شدن را در سر دارند. البته بدین معنا نیست که تمامی مدیران خودشیفته هستند.

نام علمی این اختلال Narcissistic Personal Disorder است که به اختصار به آن NPD گویند

مشخصه افراد خودشیفته این است که این افراد متکبر هستند، مدام دوست دارند تحسین شوند و همدلیِ بسیار پایینی دارند.

این افراد به گونه ای متکبرانه و خارج از هرگونه انعطافی رفتار می‌کنند. درواقع حرف دیگری را قبول ندارند و در محیط های مختلف مثل محیط کار اصرار دارند که حرف آنها درست است و از موضع خود به ندرت پایین می‌آیند.

برای اینگونه آدم ها شنیدن انتقاد یا حرف مخالف بسیار دشوار است و معمولا نمی‌توانند چنین وضعیتی را تحمل کنند.

این گونه رفتار و اخلاق در افراد را اختلال تلقی می‌کنند.

در افراد که این اختلال را از خود نشان می‌دهند، رفتار هایی ناشی از عدم کنترل خشم، خشونت خانگی و … مشاهده شده.

دلیل همه این رفتار ها این است که همانطور که مشخص است افراد مختلف در محیط خانواده یا در روابط زوجی که ۲ نفر باهم درگیر هستند، نمی‌توانند در همه شرایط نظر های موافق با یکدیگر داشته باشند، پس قطعا وقتی با روج خودشیفته شروع به مخالفت می‌کند، فرد خودشیفته به سرعت خشمگین شده و از خود پاسخ های ناگهانی و خشمگین بروز می‌دهد.

به طور کلی نکته بسیار مهم در مبحث انتخاب همسر و پارتنر این است که یکی از ملاک های اصلی که باید پیش از ازدواج بررسی شود این است طرفین دچار اختلال خودشیفتگی نباشند.

علائم اختلال خودشیفتگی

محور تمامی کار ها را شخص خود قرار می‌دهد

سوء استفاده از دیگران

نیاز به تحسین از سمت دیگران

تخریب دیگران

عدم همدلی

احساس متفاوت بودن از تمامی آدم ها

حسادت به دیگران

باور به اینکه دیگران به او حسادت می‌کنند

دلایل ابتلا به اختلال خودشیفتگی

تا به امروز دلیل قطعی و خاصی برای اختلال خودشیفتگی مشخص نشده. اما محققان رابطه ای بین اختلال خودشیفتگی و عوامل : بیولوژیکی، ژنتیکی و محیط پیدا کردند که این عوامل محیطی در همان سن های آغازین تاثیر خود را می‌گذارد.

یادتان باشد که شخصیت فرزندتان تا ۵ سالگی شکل می‌گیرد پس لازم است تمامی قدم ها و رفتار ها را فکر شده برداریم.

درمان اختلال خودشیفتگی

درمان این اختلال یکی از درمان های سخت محسوب می‌شود. به دلیل اینکه فردی که به این اختلال مبتلاست

به علت غرور و تکبری که دارد به ندرت می‌توان دید که راضی شود و به رواشناس مراجعه کند.

روند درمانی برای درمان این افراد ، درمان رواندرمانی درنظر گرفته شده که باید مدت زمان خاص خود را طی کند.

منبع : psychologytoday

گردآورنده : آریا شاه رستم بیک



خشم چیست؟

از منظر روانشناسی خشم یک احساس است. همچنین یک احساس یک حالت درونی یا بیرونی است که ذهن آن را برنامه ریزی می‌کند.
اما ما انواعی از احساسات را تجربه می‌کنیم. این احساسات دو نوع هستند

احساسات اصلی و احساسات غیر اصلی

احساسات اصلی احساساتی هستند که برای بقای انسانها ضروری هستند و احساسات غیر اصلی احساساتی هستند که فرد در طول زندگی تجربه می‌کند ولی برای بقا ضروری نیست. مثل احساس گناه.

از احساسات اصلی می‌توان به احساس خشم، گرسنگی، درد و…

این احساسات را ما از نیاکان ما به ارث رسیده. برای مثال خشم باعث می شده آدم ها از قلمرو خود و نسل خود در برابر حملات دفاع کنند و بقای نسل خود را تضمین کنند.

شما هم مانند هر انسانی خشم را تجربه کردید، لازم نیست خود را برای این حس مقصر بدونید. شما کار اشتباهی نکردید و این طبیعت شماست که خشمگین شوید .

حتی ممکن است نزدیکان خود خشمگین شوید. به هیچ وجه خود را سرزنش نکنید و احساس گناه نداشته باشید!

اما باید حواسمان باشد. اگر خشم شما به : خشم خانگی، دعوا و مشاجره، ضرب و شتم، ناسزا، درگیری بی‌مورد، آسیب رساندن به خود و دیگران، دور کردن شما از حقیقت و … شود، باید سریعا به فکر بی‌افتید تا این مشکل را حل کنید. بله ! الآن دیگر کاملا به مشکل تبدیل شده و باید با آن مقابله کرد.

اما چگونه با خشم مقابله کنیم؟

این احساس اصلی از کودکی همراه ما بوده. شاید برای شما این پرسش پیش بیاید که چرا باید از خشم خود شرم نکنیم؟ خشم می‌تواند به قتل و هزاران جرم دیگر منجر شود!

بله کاملا همینطور است. اما اگر بتوانید آن را به جا وکنترل شده اتفاده کنید بسیار هم مفید است.

خشم از تجربه زندگی ما از گذشته یا طرحواره ما شکل می‌گیرد.

این تجربه ما از محیط است که به ما می‌آموزد که آیا باید فردی خشمگین باشیم؟ آیا ما با تحریک های کوچک عصبانی و خشمگین می‌شویم؟

اگر شما و مادری مشابه با این وضع داشته باشید قطعا فردی عصبانی خواهید بود. باید بی‌آموزید بدون یادگیری هایی که قبلا محیط به شما داده تجربه خودتان را داشته باشید! قبل از خشمگین شدن کمی فکر کنید! آیا واقعا نیاز به عصبانی شدن هست؟ اگر باید عصبانی باید بشویم از خود بپرسید چرا؟!

گردآورنده : آریا شاه رستم بیک

 



شدید ترین اختلال شخصیتی
تا به امروز در مقاله های سایت به چند اختلال شخصیتی مثل، اختلال شخصیتی مرزی و اختلال شخصیت دوقطبی اشاره شده.
تمامی این اختلال در حالت شدید می‌توانند خطرناک باشند. در این حالت فرد به سمت از دست دادن ارتباط خود با واقعیت می‌رود و کردار شخص مورد نظر تحت کنترل او دیگر نیست.
حالا در این مقاله سعی داریم یکی از شدید ترین اختلال های روانشناختی را بررسی کنیم.
اختلال چند شخصیتی

همانطور که بیان شد این اختلال یکی از شدیدترین آنها در دسته خود است. همانطور که از اسم این اختلال پیداست. به نحوی عمل می‌کند که، فرد در یک بدن، رفتاری از چند شخصیت کاملا مختلف از خود نشان می‌دهد. این حالت چنان شدید است که شخصیت می‌تواند از یک استاد دانشگاه به یک کارگاه جنایی کاملا تغییر کند!

شاید برایتان سئوال پیش بیاید که فردی که این اختلال را دارد، چند شخصیت را می‌تواند داشته باشد؟ با توجه به شدت این اختلال فرد می‌تواند از دو شخصیت تا تعداد بیشتر را دارا باشد.

اشخاصی که مبتلا به این اختلال هستند، اینگونه بیان کردند که این اختلال حالت هایی از تجربه یک گونه تسلط بر شخص در زمان های مختلف است. فرد لحظات را تجربه می‌کند بدون اینکه هیچ کنترلی بر وضعیت خود داشته باشد.

این اختلال به قدری می‌تواند شدید باشد که برای توضیح آن نتوانیم تنها از در روانشناسی وارد بشویم؛ به زبان ساده تر برای این اختلال باید هم از تعریف روانشناسی استفاده کرد هم فیزیولوژیک. شرایطی که این اختلال ایجاد می‌کند به مغز فرد بر می‌گردد.

با همه این اطلاعات باید پرسید که چگونه ممکن است به این اختلال مبتلا شویم؟

چگونه به اختلال چندشخصیتی مبتلا می‌شویم؟

تا به امروز دلیل اصلی بروز این اختلال کشف نشده. اما تحقیقات نتایجی را نشان داده که نشان می‌دهد بعضی رویداد ها می‌تواند در بروز این اختلال موثر باشند.

پژوهشگران مشاهده کردند، افرادی که در کودکی مورد سوء استفاده جسمی و جنسی قرار گرفته اند در بزرگسالی این اختلال را از خود نشان داده اند.

همچنین افرادی که یک حادثه شوک آور و ناگهانی را تجربه کردند، می‌توانند به این اختلال دچار شوند.

نقش بیولوژیکی و ارثی این اختلال را نیز نمی‌توان دست کم گرفت.

آیا این اختلال خطرناک درمان دارد؟

خوشبختانه هرچند سخت اما این اختلال درمان دارد.

بله همانطور که گفته شد درمان این اختلال به سادگی صورت نمی‌گیرد. فرد باید تحت درمان های طولانی مدت و مداوم قرار بگیرد.

این درمان ها شامل رواندرمانی با متخصصین مختلف و دارو درمانی می‌باشد. داروهایی که برای درمان این اختلال استفاده می‌شود، شامل دارو های ضد افسردگی و ضد استرس و چند داروی دیگر هستند.

منبع : Psychologytoday
گردآورنده : آریا شاه رستم بیک


اختلال افسردگی اساسی یا MDD
با پیشرفت بیشتر و حرکت به سمت صنعتی شدن زندگی با تمام خوبی‌ها می‌توانیم چند بدی را هم ضمیمه این روزگار کنیم.
امروزه همانطور که شاهد هستیم تکنولوژی پیشرفت شایانی در تمامی زمینه ها داشته که بسیار قابل تحسین است. اما ایراد کار کجاست؟ ایراد کار در نقطه ای رخ می‌دهد که ابزار تکنولوژی قدم در راه های ارتباط اجتماعی بر میدارند.
منظور ما از ارتباط اجتماعی، مهارت برقراری ارتباط سالم و ارضا کننده نیاز روانی فرد در برقراری ارتباط است. یعنی چه؟ یعنی اینکه تکنولوژی می‌تواند مهارت های فردی مارا در برقراری ارتباط اجتماعی به سمت تحلیل ببرد و ما توان برقراری ارتباط را نداشته باشیم.
یکی از تبعات این مسئله می‌تواند ابتلا به افسردگی باشد.

Major depressive disorder به اختصار ( MDD ) یا اختلال افسردگی اساسی یکی از حالت های شدید افسردگی است.

اما کمی به اختلال افسردگی اساسی بپردازیم

اختلال افسردگی اساسی یا MDD  چیست؟

این اختلال یکی از انواع افسردگی است که فرد مبتلا حالت های نا امیدی و بی ارزشی را تجربه می‌کند. شاید شما همگی این حالت ها را در شرایط سخت تجربه کرده باشید اما اینجا شرایط متفاوتی خواهد داشت. فرد در این حالت ها به صورت پایدار چنین احساسی را دارد. این شرایط برای او گذرا نیست و به صورت مزمن می‌باشد. فرد مبتلا به این اختلال به صورتی درگیر این قضیه است که جسم او هم از صدمات و تجربیات افسردگی بی نسیب نیست. اختلال در اشتها، ضعف جسمی، مود پایین، کاهش میل جنسی، اختلال خواب و … می‌تواند حالت های گوناگون از چنین اختلالی باشد. بررسی های زیستی نشان داده که این اختلال بر روی سلول ها نیز اثر گذاشته و سلول های یک فرد مبتلا به اختلال افسردگی اساسی با فرد سالم بسیار متفاوت می‌باشند. برای مثال سلول های مغزی فرد مبتلا به این اختلال در پیام رسانی درست ضعف و مشکل دارند و نمی‌توانند به خوبی پیام ها را انتقال دهند.

تا اینجا اطلاعاتی را درباره ماهیت این اختلال بیان کردیم. اما شاید برای شما سئوال باشد که چگونه فرد به این اختلال مبتلا می‌شود و علت آن چه می‌تواند باشد؟

در ادامه توضیح خواهیم داد که

چرا به اختلال افسردگی اساسی مبتلا می‌شویم؟

با انجام تحقیقات بیشتر و پیشرفت در هر علمی به این حقیقت بیشتر نزدیک می‌شویم که هیچ پدیده ای تک علتی نیست و مجموعی از پدیده ها باعث رخ دادن هر اتفاقی می‌باشند. روانشناسی و اختلالات مربوط به آن هم از این قاعده مستثنی نیست و در مورد افسردگی اساسی هم به همین صورت اتفاق ها رخ می‌دهد.

این اختلال تک علتی نیست اما شرایط مختلفی در بروز چنین اختلالی دخیل هستند.

از این شرایط می‌توان به عوامل : بیولوژیکی، ژنتیکی، محیطی و خانواده اشاره کرد.

همانطور که می‌بینید محیط از خانواده جدا نام برده شده و نشان می‌دهد که چه قدر اثر مهم و جدی در این زمینه دارد که باید به عنوان یک مورد جداگانه مورد بررسی قرار بگیرد.

اما سئوال اساسی در مورد اختلال افسردگی اساسی !

آیا اختلال افسردگی اساسی درمان دارد؟

در پاسخ این سئوال باید خوش بختانه بگوییم بله ! این اختلال درمان دارد و افراد مبتلا به این اختلال با پیگیری می‌توانند درمان بگیرند.

درمان این اختلال به این صورت است که فرد باید یا تحت درمان دارویی قرار بگیرد یا رواندرمانی و در بیشتر مواقع از ترکیب دارو درمانی و رواندرمانی استفاده می‌شود که تحقیقات و آمار نشان داده نتیجه بیشتری می‌دهد.

اما سخن آخر؛ در روزگار ما اختلال افسردگی از هر حالتی را باید جدی بگیریم. آمار بسیار بالایی از افرادی که خودکشی می‌کنند مربوط به افرادی است که اختلال افسردگی دارند. این اختلال به خصوص در نوجوانان بسیار شایع است و در صورت بروز عوامل باید بسیار جدی گرفته شود.

اما یادمان باشد که تشخیص این اختلال به این سادگی ها نیست و درصورت مشاهده علائم باید به روانشناس متخصص مراجعه کنید.

منبع : www.psychologytoday.com

گردآورنده : آریا شاه رستم بیک


اختلال های یادگیری
اختلال های یادگیری انواع مختلفی دارند؛ اما به صورت کلی می‌توان این گونه شرح داد که : اختلال های یادگیری بر روی توانایی فرد در نوشتن یا صحبت کردن زبان، هوش ریاضی، توجه، هماهنگی حرکات، تاثیر منفی دارد و ممکن است در آنها تفاوتی با دیگران مشاهده شود.
این اختلال معمولا در کودکی خود را نشان می‌دهد. معمولا قبل از اینکه کودکان به مدرسه بروند مشخص نمی‌شود و در سن آغاز مدرسه خود را نمایان می‌کنند.

در تحقیقات انجام شده تخمین زده شده که بین ۸ تا ۱۰ درصد کودکان آمریکا مبتلا به اختلال یادگیری هستند.

این اختلال همواره همراه با فرد در طول زندگی هست و زندگی فرد را تحت تاثیر قرار می‌دهد. فرد ممکن است تجاربی در مدرسه و دوستان کسب کند که برای او ناخوشایند باشد.

اختلال های یادگیری تا حد زیادی با مهارت ما در دریافت اطلاعات حسی رابطه مستقیم دارد.

این بدان معنی نیست که فردی که اختلال یادگیری دارد به این صورت عمل می‌کند که نه حسی را دریافت می‌کند نه می‌تواند پاسخ دهد. خیر هیچ گاه به این صورت نیست. افرادی که اختلال یادگیری دارند مااند دیگران حس می‌کنند؛ گوش می‌کنند، می‌چشند، بو می‌کنند و …

آنها هم مثل بقیه در حس کردن احساسات گوناگون تجربه یکسانی دارند اما در تفسیر و تحلیل این حس ها متفاوت عمل می‌کنند و مشکل دارند.

همچنین از دیگر عوامل موثر در اختلالات یادگیری زبان می‌باشد.

تحقیقات نشان داده که کودکانی که با زبان های مختلف و فرهنگ های مختلف در دیگر کشور ها در حال تحصیل هستند علائمی مانند اختلالات یادگیری از خود نشان می‌دهند.

علائم اختلالات یادگیری

این نوع از اختلالات کودکان را در یک تا چند حوزه دچار مشکل می‌کنند. تمامی این حوزه ها به صورت تیتر وار برای شما آورده شده است.

علائم اختلالات یادگیری :
اختلال در خوانش متن ها
اختلال در فهم متونی که مطالعه شده
اختلال در تلفظ
اختلال در نوشتن متن ها
اختلال در فهم ارتیاط عددی
اختلال در فهم منطقی موضوعات متناسب با سن

چطور افراد به این اختلال مبتلا می‌شوند؟

هنوز عامل مشخصی برای ابتلا به این اختلال شناخته نشده اما طبق تحقیقات چند فاکتور مهم شناسایی شده است.

مثلا پدر و مادرانی که زمان بسته شدن نطفه و همچنین مادر در طول دوره بارداری، مصرف الکل، نیکوتین و مواد مخدر داشتند شانس کودک آنها در ابتلا به این اختلالات به طور فزاینده ای افزایش می‌یابد.

یکی از عوامل مهم نیز در این نوع اختلالات وجود عامل وراثت و ژنتیک است. در خانواده ها اگر فردی دچار این اختلال باشد شانس بروز این اختلال در فرزندان آن خانواده زیاد است.

درمان اختلالات یادگیری

درمان اختلالات یادگیری با توجه به ضعف کودک در حوزه های متفاوت، می‌تواند با یکدیگر فرق داشته باشند. مثلا برای بعضی از آنها از گفتار درمانی استفاده می‌شود و برای برخی دیگر از دارو درمانی برای بالا بردن تمرکز استفاده می‌شود. به طور کلی یادمان باشد که برای تشخیص و درمان اینگونه مشکل ها زود قضاوت نکنیم و حتما به یک متخصص معتبر مراجعه کنیم.
گردآورنده : آریا شاه رستم بیک
منبع : www.psychologytoday.com

کلیه حقوق این سایت برای کلینیک روانشناسی بهار محفوظ و هرگونه کپی برداری با ذکر منبع بلامانع میباشد.